چشم به هم بزنی تمومه!
پنجشنبه- 31 شهریور 90
تابستان 90 هم به همین سادگی تمام شد. البته اصولاً خصلت تابستان همینه! که مثل برق و باد میگذره. با این حال من همچنان مثل گذشته از تعطیلات زیاد و به خصوص تابستان گرم، دلزده ام و رسیدن پاییز برام لذت بخشه.
هرسال این روزها به حجم زیاد درس هایی که قراره در پاییز و زمستان خونده بشن فکر می کردم و به گذروندن یک ترم سخت و پربار دیگه. اما امسال که درسم رو به اتمامه و اندک واحدی رو برای خالی نبودن عریضه (!) در ترم پاییز نگه داشته ام، یک جورهایی از جهت ترک دانشگاه و همکلاسی ها و مشغولیت های دوره لیسانس غصه مند شده ام!
سعی می کنم خودم رو مشغول کارها و درس خوندن برای کنکور فوق کنم و به جنبه های خوب قضیه نگاه کنم! که به قول بعضی ها دارم خلاص میشم و راحت میشم و آزاد میشم! ولی تعارف که نداریم! اینها برای من هیچ وقت خلاصی نبوده!
به هر حال در این آخر تابستانی من ماندم و یک ترمِ الکیِ دانشگاه و کنکور فوق و هزاران فکر در سر برای آینده!
_______________________________________________________________
مشترك فيد اين وبلاگ شويد تا هيچ پستي را از دست ندهيد: 


همیشه مثبت مینویسی … خیلی دوست دارم این خصوصیت نوشته هات رو :*
امیدوارم به همه برنامه هایی که برای آینده تو سرت داری برسی :)
مرسی پرستو جان :-* عزیزی :)
منم امیدوارم و آرزو میکنم که این راهی که قراره پشت سر بذارین، خوب و عالی پیش بره. که به خواستههاتون برسین و موفقیتهای پیاپی رو ببینین :)
ممنون لطف دارید :)
روال همین است دیگر…غصه به دلتان راه ندهید…