سعدی به روزگاران مهری نشسته بر دل / بیرون نمی توان کرد حتی به روزگاران

پنجشنبه- 14 خرداد88

آید آن روز که من هجرت از این خانه کنم ….از جهان پرزده در شاخ عدم لانه کنم

رسد آن حال که در شمع وجود دلدار…. بال و پرسوخته کار شب پروانه کنم

روی از خانقه و صومعه برگردانم …. سجده بر خاک در ساقی میخانه کنم

حالی حاصل نشد از موعظه صوفی و شیخ …. رو به کوی صنعی واله و دیوانه کنم

گیسوی و خال لبت دانه و دامند چسان …. مرغ دل فارغ از این دام و از این دانه کنم

شودآیا که از این بتکده بربندم رخت …. پرزنان پشت‏بر این خانه بیگانه کنم

(غزلی از امام خمینی (ره))

*********************

با دلی‌ آرام‌ و قلبی‌ مطمئن‌ و روحی‌ شاد و ضمیری‌ امیدوار به‌ فضل‌ خدا از خدمت‌ خواهران‌ و برادران‌ مرخص‌، و به‌ سوی‌ جایگاه‌ ابدی‌ سفر می‌كنم‌. و به‌ دعای‌ خیر شما احتیاج‌ مبرم‌ دارم‌. و از خدای‌ رحمان‌ و رحیم‌ می‌خواهم‌ كه‌ عذرم‌ را در كوتاهی‌ خدمت‌ و قصور و تقصیر بپذیردو از ملت‌ امیدوارم‌ كه‌ عذرم‌ را در كوتاهیها و قصور و تقصیرها بپذیرند. و با قدرت‌ و تصمیم‌ اراده‌ به‌ پیش‌ روند و بدانند كه‌ با رفتن‌ یك‌ خدمتگزار درسدّ آهنین‌ ملت‌ خللی‌ حاصل‌ نخواهد شد كه‌ خدمتگزاران‌ بالا و والاتر در خدمتند، والله نگهدار این‌ ملت‌ و مظلومان‌ جهان‌ است‌.

والسلام‌ علیكم‌ و علی‌ عبادالله الصالحین‌ و رحمة‌الله و بركاته‌

26بهمن 1361 ، 1 جمادی الثانی 1403

روح‌الله الموسوی‌ الخمینی

_______________________________________________________________

مشترك فيد اين وبلاگ شويد تا هيچ پستي را از دست ندهيد:

یک پاسخ to this post.

  1. نوشته شده توسط نیما در ژوئن 4, 2009 در 19:20

    چه شعر قشنگی یاداشت کردم

    پاسخ

به این نوشته پاسخ دهید